وسواس خناس
وسواس خناس

آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانی از علمای بزرگ بیتِِ رفیع صاحب حاشیه[1]، در نجف تحصیلات کافی کرده و ملا و مجتهد شده بود. او با پایان تحصیل به اصفهان بازگشته و در آنجا به درس و بحث و امامت جماعت و اداره امور مردم اشتغال یافت. بعد از مدتی احساس می کرد گاه و بیگاه شک و شبهه به سراغش می آید، و گویا به وسواس خنّاس گرفتار شده بود. این حالات برای او ناگوار بود. او نمی توانست این حالات را تحمل کند؛ و لذا  به فکر افتاده بود که برای آن باید چاره ای بیاندیشد. با خویشتن قرار گذاشت، هر روز قبل از اینکه به نماز جماعت برود، ساعتی را به فکر مشغول باشد، تا بتواند به اخلاص برسد. از آنجا فکر به زندگی ایشان پای نهاد، و کم کم ملکه شد ، و سرانجام کارِ خودش را کرد؛ تا آنجا که توانست ایشان را یک باره از ما سِوا جدا کند، و او بتواند تمام هم و فکر و توجه خویش را به خدای تبارک تعالی معطوف دارد. ایشان فرموده بود: من آنجا دریافتم که معنای حقیقی حدیث «تفکّر ساعهٍ خیرٌ من عباده سنه» چیست ، و چگونه فکر اصل تمام عبادات و رأس تمام سعادات است.

از ایشان نقل شده است که فرموده بود: من به یاد نمی آورم ،در تمام عمرم لحظه ای معصیت خدا را کرده باشم. (مجد البیان /14)

واین قدم اول همه ی کمالات است.



[1] آیت الله شیخ محمدتقی اصفهانی صاحب حاشیه ی هدایه المسترشدین علی معالم اصول الدین

ارتباط با ما
[کد امنیتی جدید]
چندرسانه‌ای