متن سخنان
  • جلسه چهارشنبه 96/2/13

    شعری که فرزدق در مدح حضرت زین العابدین علیه السلام گفته است، گفته آقا ایشان هیچ وقت در عمرش نه نگفته. هرکس به او مراجعه کرده، [ایشان] نه نگفته. اصلا نه نگفته.
  • شب پنجم فاطمیه دوم 1438 - 95/12/13

    معرفت الهی همان معرفت امام است. امامی که اطاعت او بر شما واجب است. که عرض کردیم که اینجا هم امامت معنا شده و هم آن را به معرفت خدا پیوند زده اند. پیوند زدنی در حدی که مثل این که این دو یک چیزند.
  • جلسه چهارشنبه 96/1/30

    حضرت فرمودند سَلوُنی قَبلَ أن تَفقِدوُنی. قبل از اینکه مرا نیابید، هرچه می خواهید از من سوال کنید. من فکر می کنم این را این سال های آخر می گفتند که دیگر شهادت شان نزدیک بود. این حرف را هیچ کس نزده. در عالم اسلام هیچ کس این حرف را نزده.
  • جلسه چهارشنبه 96/1/23

    یک ذره کمی به مناسبت تولد امیرالمومنین، از امیرالمومنین صحبت بکنیم. داشتم فکر می کردم که می توانیم یک دوره کوتاهی از فضایلی که امیرالمومنین در قرآن دارند را با هم حرف بزنیم. حالا. شروع می کنیم. ان شاء الله به مدد خدا امیدواریم که خدا کمک کند و چیزی دستگیرمان، دستگیر همه مان بشود ان شاء الله.
  • جلسه چهارشنبه 96/1/9

    پیامبر خاتم که ایشان دیگر پیامبری به عنوان وصی و جانشین ندارد.به امیرالمومنین چه فرمود؟ فرمود مثال تو مثال حضرت هارون است نسبت به حضرت موسی. اِلّا أنَّه لا نَبیَّ بَعدی. که این دیگر اتفاق همه اهل اسلام است.
  • شب چهارم فاطمیه دوم 1438 - 95/12/12

    دوتا جوان یا متوسط سن هستند و یک لباس صوف (پشمینه) پوشیدند و یک چوب هم دستشان است. کاملا در قیافه یک شبان و در نهایت سطح کاملا پایین درجه ثروت. رفتند در برابر بزرگ ترین امپراطور آن روز جهان ایستاده اند. نه نترسید. من همراه شما هستم. هم می بینم چه می شود و هم می شنوم چه می گویند.
  • جلسه چهارشنبه 95/12/25

    فقط یک شومی در عالم داریم که آن گناه است. و البته از آن بیشتر آن است که حضرت علی فرمودند. اگر آدم راه را گم کند، اگر آدم راه را گم کند، خب درجه شومی این خیلی بالا است. ان شاء الله همه شماها و امیدواریم بنده هم باشم.
  • شب سوم فاطمیه دوم 1438 - 95/12/11

    اگر من گناه کنم و این گناهم روی دیگری است، یعنی مثلا من دارم نسبت به همسرم ظلم می کنم. من دارم نسبت به بچه ام ظلم می کنم.شاگرد در مغازه ام. این ظلم های خیلی رسمی و معمولی است. می گویند این ظلم تو، مثلا اینکه دستت بالا رفت که بخورد در گوش شاگرد مغازه ات، قبل از اینکه در گوش او بخورد، در گوش خودت خورد. تو اول خودت را زدی. ضرری که برای مردم در نظر گرفتی، قبل از اینکه به او برسد به خودت رسیده.
  • شب دوم فاطمیه دوم 1438 - 95/12/10

    یا جابر إنَّ اللهَ أولَّ ما خَلَق خَلَقَ محمدً وَ عِترَتَهُ. نه فقط پیامبر. پیامبر و عترتش اینها اول خلق خدا هستند. اولین مخلوقات خدا این بزرگواران اند. وَ عِترَتَهُ. الهُداهِ المَهدیین وَ کانُوا أشباحَ نوراً بَینَ یَدَی الله. اینها یک شبح های نورانی بودند در محضر خدا.
  • شب اول فاطمیه دوم 1438 - 95/12/9

    وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ انسان را نسبت به بسیاری از موجودات برتر خلق کرد. آقا اگر کار کند و زحمت بکشد، می شود نسبت به همه موجودات برتر شود. ساختمان انسان برای این است که بتواند بر همه موجودات برتر باشد. همت نکند، آن وقت برایش مشکل پیش می آید.
  • جلسه شب هفتم محرم الحرام 1395 - حسینیه شیخ مرتضی زاهد(ره)

    درباره زبان فرموده اند که شما یک کلمه می گویی از شرق عالم تا غرب عالم می رود، خون ها می ریزد. آبرو ها به باد می دهد. گاهی یک کلمه که آدم می گوید خیلی سخت تر از خیلی دیگر از گناهان است.
  • جلسه چهارشنبه 95/12/4

    هیچ کس، هیچ کس، هیچ کس، هیچ کس هیچ وقت، هیچ کس هیچ وقت مجبور به گناه نیست. اگر مجبور به گناه باشد، دیگر گناه برای او گناه نیست. وقتی مجبور به گناه است، هیچ وقت گناه برای او گناه نیست. اما یک وقتی هست که من آن مجبوری را خودم درست می کنم. می روم اول یک سرازیری. آن قدم های اول لیز را خودم عمل می کنم و بعد هم دیگر نمی توانم خودم را نگاه دارم.
  • جلسه چهارشنبه 95/11/27

    اگر آدم می خواهد صاحب دل شود، باید اول صاحب چشمش شود. صاحب زبانش بشود. صاحب دستش بشود. صاحب شکمش بشود. یک صفت از صفات الهی، این است که او قادر مختار است. قادر مختار است. قدرت دارد بر همه چیز. اختیار دارد بر همه چیز. بنده اگر زحمت بکشد قادر مختار می شود. همین من و شماها. قادر مختار می شویم. هرکاری بخواهیم می توانیم. اختیاردار [می شویم].
  • شام شهادت حضرت زهراء(سلام الله علیها)، مسجد المهدی (عج) 95/11/23

    آدم هرچه فهمش در دینش بیشتر باشد، فهمی که از درون آن بصیرت می آیدها؛ هرچه فهمش در دینش بیشتر باشد، قیمت اعمالش بیشتر است. شما با این اعمالتان در آخرت سر می کنید. نه با چیز دیگری. آدم چیز دیگری که نمی برد. اعمال خودش را می برد. بنابراین هرچه قیمت این اعمال بیشتر باشد، سرمایه شما در عالم آخرت بیشتر خواهد بود. اگر آدم در فهم بیشتر دینش بکوشد، اگر آدم بکوشد، سرمایه اش بیشتر خواهد بود.
  • جلسه شب ششم محرم الحرام 1395 - حسینیه شیخ مرتضی زاهد(ره)

    آقا نماز خوب باید بخوانی. حداقلش این است که حواس من در نماز از اولش تا آخرش جمع باشد. اگر نصفش حواست جمع بود نصفش درست است. قبول است. نصف دیگرش قبول نیست. شما چهار رکعت نماز خواندی دو رکعت قبول است. در روایت دارد برای یک نفر ثلثش قبول است. برای یک نفر ربعش قبول است. برای یک نفر نصفش قبول است. بستگی دارد به مقداری که من حواسم در نماز است. حواسم در نماز است، برای آن کارهای قبلی ام است.
  • جلسه چهارشنبه 95/11/13

    گناه مشمول گذر زمان نمی شود. اگر آن را حل کرده بودی و جبران کرده بودی، جبران شده. حل شده. پاک شده. دیگر هیچ چیز نیست. ببینید دیگر هیچ چیز نیست. دیگر هیچ مشکلی ایجاد نمی کند. اما اگر من جبران نکرده ام، توبه نکرده ام، توبه هرچیزی مطابق خودش است، اگر توبه نکرده، این می ماند.
  • جلسه چهارشنبه 95/11/6

    اعتقادات من باید یقینی باشد.حالا مثال عرض می کنم. اعتقاد یقینی این است که اگر من یک مقاله خواندم، یکهو بی اعتقاد نمی شوم. چون قطعی بوده. اعتقاد در دل من قرص و محکم شده بوده. یک حادثه پیش آمد. یک مدتی سختی. یک وقت هایی یک نامه هایی برای من می فرستند. مثلا می گوید از بس که به من سخت گذشته یواش یواش دارد به دینم هم لطمه می خورد. این مشکل است. من باید اعتقاد یقینی داشته باشم.
  • جلسه چهارشنبه 95/10/29

    ببینید آن هدایت عامه برای همه هست. یک هدایت اولیه شامل حال همه افراد بشر هست. اما گمراهی دیگر گمراهی عام نداریم. هرچه گمراهی است، نتیجه عمل خود آدم است. مثلا قرآن را می خواند، اوقاتش تلخ می شود. بدش می آید. مثلا سیاهی عزاداری امام حسین (علیه السلام) را می بیند. می گوید یعنی چه؟ همه اش... مثلا. در دلش اعتراض دارد. اوقاتش تلخ شده. این مال چیست؟ مال رفتار و اعمالی که کرده.
  • جلسه چهارشنبه 95/10/22

    از امام صادق علیه السلام سوال کردند. آقا چرا یوسف در آن لغزشگاه خیلی بزرگ نلغزید؟ گفت برای اینکه از اول یک بار هم در صورت او نگاه نکرده بود. قدم اولش را نرفته بود. اگر خدایی نکرده آدم قدم را برود... ببینید تا من قدم گناه را برمی دارم، سایه شیطان می افتد روی سرم
  • جلسه چهارشنبه 95/9/10

    خدای خالق ما از ما ادب خواسته است. و دلیلش هم این است که شما بعد به یک عالمی می روی که در آن عالم همه چیز بر اساس ادب است. هرمقدار ادب بیشتر باشد، در آن عالم شما عزیزتر هستی. ببینید آدم از نظر ادب به جایی می رسد که معصوم می شود. یعنی حتی یک خیال خلاف ادب هم به خاطرش خطور نمی کند.