جلسات روزهاي چهارشنبه 95
  • جلسه چهارشنبه 95/10/22

    از امام صادق علیه السلام سوال کردند. آقا چرا یوسف در آن لغزشگاه خیلی بزرگ نلغزید؟ گفت برای اینکه از اول یک بار هم در صورت او نگاه نکرده بود. قدم اولش را نرفته بود. اگر خدایی نکرده آدم قدم را برود... ببینید تا من قدم گناه را برمی دارم، سایه شیطان می افتد روی سرم
  • جلسه چهارشنبه 95/10/15

    فرمایش بزرگان است. فرمودند شخص مومن است. اگر مومن است. دلیل اینکه مومن است چیست؟ هیچ وقت به هیچ دلیلی گناه نمی کند. هیچ وقت به هیچ دلیلی گناه نمی کند. اگر کسی یک وقت خدایی نکرده یک لغزش کرد، می خواهد عمد بکند، به عمد گناه می کند و خیلی هم حظ و کیف می کند، این باید یک فکر اساسی برای خودش بکند. اما نه. یک وقت پیش می آید. خب این جبران می کند. جبران می کند. عیب ندارد.
  • جلسه چهارشنبه 95/10/8

    کسی ادعا می کند من شیعه هستم. یعنی پیرو هستم. اما با خانم ها می گوید و می خندد و شوخی می کند و هیچ مناسبتی هم ندارد. خانم نامحرم است. مرد نامحرم است. و یا اینکه دست می دهد. یا...
  • جلسه چهارشنبه 95/10/1

    اصلا ما می خواهیم چکار کنیم؟ هدف اصلی ما چیست؟ هدف اصلی ما هرچه می خواهد باشد، باشد. هدفی که من دارم هرچه می خواهد باشد. قیمت ندارد. هدفی که در خلقت شما بوده [مهم است]. خدای متعال از خلقت شما چه هدفی داشته؟ آن هدف است. نه اینکه هدف من چیست.
  • جلسه چهارشنبه 95/9/24

    دین را ائمه ما معنا کرده اند. فرمودند که هَلِ الدّین إلّا الحُبّ وَ البُغض. بلد هستیم دیگر. این حرفی است که مکرر گفته شده و شما شنیده اید. دین چیزی جز یک دوستی و یک دشمنی نیست. دین دار کسی است که با یک چیزهایی دوست است و با یک چیزهایی دشمن است. دین عبارت است از یک دوستی و یک دشمنی. چیز دیگری نیست. قرآن را یادتان هست. آخرین آیه سوره چه؟ فتح. فرمود که مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ (اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّد وَ آلِ مُحمَّد و عَجِّل فَرَجَهُم) وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ.
  • جلسه چهارشنبه 95/9/17

    ممکن است بعد از روز هشتم که روز شهادت حضرت عسکری علیه السلام است، یک مجلس های جشنی باشد. ببینید جشنی که اهل بیت آن را می پسندند، جشنی نیست که در آن یک ذره سر سوزن خلاف باشد. خلاف اخلاقی و خلاف شرعی.
    ببینید یک حرف بدی هم می زدند که دیگر نمی شود آدم از این بدتر بزند. می گفتند پاک دامن ترین موجود عالم از بدترین اعمال شرعی خشنود می شود. شما از این حرف بدتر نمی توانستی بزنی. اگر حساب و کتابی در عالم هست، یک روزی می ایستی و جواب این حرف و این کاری که کرده ای را می دهی. آن وقت یک حرف هایی را هم نمی شود جواب داد
  • جلسه چهارشنبه 95/9/3

    گفتند یک کسی مجلسی مثل مجلس ما داشت. یک کمی جا تنگ بود. گفت آقایان بلند شوند و یک قدم جلو بیایند. خب آقایان بلند شدند.و یک قدم جلو آمدند. ایشان گفتند آقا همه حرف ها همین بود. همه پیغمبرها و انبیاء و اولیاء آمده اند بگویند یک قدم جلو بیایید. ما حرف مان را زدیم دیگر. برویم پی کارمان. یک قدم بیایید جلو
  • جلسه چهارشنبه 95/8/26

    می گویند مرحوم میرزای شیرازی صاحب فتوای تنباکو مرد خیلی بزرگی بوده. گاهی بی نام و نشان و بی علامت و با تغییر لباس برای زیارت به کربلا می آمد. ر گم.گفتند در بازار کربلا حضرت حبیب را زیارت کرد. حضرت حبیب روی تخت روان سلطنتی آن عالم که ما اصلا تصورش را هم نداریم سوار است .سلام علیک کردند. خب ایشان هم خیلی بزرگ بود دیگر. انقدر مرد بزرگ بوده. گفت آقا آرزوی دیگری داری؟ گفت آره. آرزو دارم به این مجالس روضه اباعبدالله بیایم و برای ایشان گریه کنم. اگر آدم قدر بداند خیلی است.
  • جلسه چهارشنبه 95/8/19

    می گویددر زندگی شما امامت که بود؟اگر من دروغ می گویم، امام من امیرالمومنین نیست. چون ایشان اصلا دروغ نمی گفته.
  • جلسه چهارشنبه 5/8/95 ( دفع يك شبهه - آمرزش گناه )

    هیچ کاری از کارهایی که ما می کنیم، دقت کنید؛ چیزی را بر گردن خدای متعال واجب نمی کند. معلوم است چه می گویم؟ هرکاری می کند به کرم می کند. هرکاری می کند، تفضلا می کند. فرمود که یک قطره اشک از چشمت بیاید، من اینجور و آنجور می بخشم. تفضل است. نه اینکه واجب باشد...
  • جلسه چهارشنبه 28/7/95 (حيات طيبه)

    زندگی آدم باید پاکیزه باشد تا مرگش هم پاکیزه باشد. و اگر مرگ آدم پاکیزه نباشد، به بهشت که محل پاکیزگان است راه نخواهد یافت. تا پاکیزه نشود، راه نمی دهند. دقت کنید. فرشتگان بالای سر کسی می آیند که عمرش را به تقوا گذرانده...
  • جلسه چهارشنبه 7/7/95 ( لباس - حجاب - عزاداري )

    زمان ما لباس را برای جاذبه بیشتر می سازند. نه برای حفظ بدن. لباس برای این است که بدن را بپوشاند. نه [اینکه] جاذبه بدن را بیشتر کند...
  • جلسه چهارشنبه 10/6/95 (مظلمه)

    مظلمه یعنی حق و حقوق مردم. من یک حق و حقوقی از مردم را زیر پا گذاشتم. من شکستم. از بین بردم. جبران نکردم. حالا به نماز آمدم. می گویند من تو را لعنت می کنم...
  • جلسه چهارشنبه 3/6/95 (نماز خوب)

    هر گناهی ناشی از یک ضیق صدر است. مکرر می گفتیم. هر صفت بدی یک ضیق صدری است. ببینید هر گناهی ناشی و نتیجه یک ضیق صدر است. یک کسی به من می گوید تو. من چهارتا جواب به او می دهم. چهارتا حرف بد. چرا؟ چرا؟ چون یک ضیق صدر دارم...
  • جلسه چهارشنبه 27/5/95 (سيره امام رضا عليه السلام )

    درمورد تقوا عرض کردیم حداقلش این است که گناه نکنید. حداقلش این است که گناه نکنید. واجبات تان را عمل کنید. گناه هم نکنید. گفتیم این حداقل کافی است که آدمی را از جهنم نجات بدهد...
  • جلسه چهارشنبه 20/5/95 (قول سديد)

    آدم را برای کارهای حلال نگاه می دارندها. در حلال ها. فِی حَلالِها. حساب ها مال حلال است. حرام که گوش آدم را می گیرند و می پیچانند...
  • جلسه چهارشنبه 13/5/95 ( قول سديد )

    حداقل مقبول از ایمان. نمی شود که آدم در رفتار و اعمالش کوتاهی داشته باشد. اگر ایمان مقبول را دارد، همه جا در آن حداقل از واجبات و حرام ها عمل می کند. دقیق عمل می کند. حالا این حداقل است...
  • جلسه چهارشنبه 6/5/95 ( محرم و نامحرم - قول سديد )

    آدم باید بکوشد که هرکاری می کند کاری باشد که وظیفه اش باشد. آنجا به لفظ لازم بود عرض کردم. این کار وظیفه ام بود انجام بدهم. این کار وظیفه ام بود. اگر وظیفه ات بود، کارت، کار درست است. اگر کار درست است، بدان نمازت هم حتما درست است...
  • جلسه چهارشنبه 30/4/95 ( جايي براي خواسته ها )

    یک قطره اشک شما میریزی. یک قطره اشک هم من می ریزم. یک قطره اشکی که من می ریزم را در ترازو می گذارند و حالا ببخشیدها یک دوزاری می دهند. ما قدیم می گفتیم دوزار. دو ریال. برای قطره اشک شما مثلا یک باغ می دهند به بزرگی چه...
  • جلسه چهارشنبه 23/4/95 ( عمق گناه )

    ببینید قرآن گناه را شوم می داند. حالا درجه شومی گناه بستگی دارد به مقداری که آدم به گناه دل می سپارد. ببینید وقتی من دستم را همینطوری تکان می دهم و به صورت یک نفری می خورد خب کار بدی کرده ام. اما عمیق نبود. چون اصلا نیتش را نداشتم...