• بايگاني پرسش و پاسخها
  • كتب چاپ شده توسط موسسه ايمان ماندگار
  • ما گاهی خسته می شویم. خسته می شویم و آن وقت یک کاری را کم می گذاریم. شرایط یک ذره سخت می شود. من برای نجات از شرایط سخت دروغ می گویم. مجمع رفقان دارند غیبت می کنند من هم نمی توانم با جمع رفقایم مقابله کنم. غیبت را گوش می دهم. مثلا. اگر این گاه گاه گاه ها، از زندگی آدم حذف شود، همیشه... چشم پاک است، همیشه پاک است
  • ما یک بعدی داریم که آن خیلی مهم است. چرا خیلی مهم است؟ چون تمام سرنوشت ما تا قیام قیامت، تا ابد در آن بعد است. ما آن را ... [در آیه 39 سوره مریم می فرماید:] وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ آنها را از آن حسرتی که برایشان پیش خواهد آمد، [انذار بده.] روز قیامت را یوم الحسرت می گویند. یوم الحسرت. روز حسرت. روز حسرت برای چه کسی حسرت است؟ برای اولین و آخرین حسرت.
  • خدا خیلی مرحمت کرده و به شما توفیق داده. ان شاء الله به سفر کربلا بروید و به زیارت برسید و با حاجت برآورده شده و زیارت مقبول، به سلامتی کامل ان شاء الله برگردید
  • مثلا در مدرسه مروی هستم. بیرون نمی آیم. لزومی ندارد بیرون بیایم. هردقیقه به یک دلیلی بیرون بیایم. نه. همینطور در مدرسه. خب درخت دارد. آب دارد. مثلا یک مقداری هم با صفا است. خب بس است. بیایم بیرون، اگر گرفتار شدم... خود آدم باید دلش برای خودش بسوزد.
  • گفتند یک کسی مجلسی مثل مجلس ما داشت. یک کمی جا تنگ بود. گفت آقایان بلند شوند و یک قدم جلو بیایند. خب آقایان بلند شدند.و یک قدم جلو آمدند. ایشان گفتند آقا همه حرف ها همین بود. همه پیغمبرها و انبیاء و اولیاء آمده اند بگویند یک قدم جلو بیایید. ما حرف مان را زدیم دیگر. برویم پی کارمان. یک قدم بیایید جلو
  • می گویند مرحوم میرزای شیرازی صاحب فتوای تنباکو مرد خیلی بزرگی بوده. گاهی بی نام و نشان و بی علامت و با تغییر لباس برای زیارت به کربلا می آمد. ر گم.گفتند در بازار کربلا حضرت حبیب را زیارت کرد. حضرت حبیب روی تخت روان سلطنتی آن عالم که ما اصلا تصورش را هم نداریم سوار است .سلام علیک کردند. خب ایشان هم خیلی بزرگ بود دیگر. انقدر مرد بزرگ بوده. گفت آقا آرزوی دیگری داری؟ گفت آره. آرزو دارم به این مجالس روضه اباعبدالله بیایم و برای ایشان گریه کنم. اگر آدم قدر بداند خیلی است.
  • می گویددر زندگی شما امامت که بود؟اگر من دروغ می گویم، امام من امیرالمومنین نیست. چون ایشان اصلا دروغ نمی گفته.
  • هیچ کاری از کارهایی که ما می کنیم، دقت کنید؛ چیزی را بر گردن خدای متعال واجب نمی کند. معلوم است چه می گویم؟ هرکاری می کند به کرم می کند. هرکاری می کند، تفضلا می کند. فرمود که یک قطره اشک از چشمت بیاید، من اینجور و آنجور می بخشم. تفضل است. نه اینکه واجب باشد...
    ثبت‌نام خبرنامه