• یا جابر إنَّ اللهَ أولَّ ما خَلَق خَلَقَ محمدً وَ عِترَتَهُ. نه فقط پیامبر. پیامبر و عترتش اینها اول خلق خدا هستند. اولین مخلوقات خدا این بزرگواران اند. وَ عِترَتَهُ. الهُداهِ المَهدیین وَ کانُوا أشباحَ نوراً بَینَ یَدَی الله. اینها یک شبح های نورانی بودند در محضر خدا.
  • وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ انسان را نسبت به بسیاری از موجودات برتر خلق کرد. آقا اگر کار کند و زحمت بکشد، می شود نسبت به همه موجودات برتر شود. ساختمان انسان برای این است که بتواند بر همه موجودات برتر باشد. همت نکند، آن وقت برایش مشکل پیش می آید.
  • هیچ کس، هیچ کس، هیچ کس، هیچ کس هیچ وقت، هیچ کس هیچ وقت مجبور به گناه نیست. اگر مجبور به گناه باشد، دیگر گناه برای او گناه نیست. وقتی مجبور به گناه است، هیچ وقت گناه برای او گناه نیست. اما یک وقتی هست که من آن مجبوری را خودم درست می کنم. می روم اول یک سرازیری. آن قدم های اول لیز را خودم عمل می کنم و بعد هم دیگر نمی توانم خودم را نگاه دارم.
  • اگر آدم می خواهد صاحب دل شود، باید اول صاحب چشمش شود. صاحب زبانش بشود. صاحب دستش بشود. صاحب شکمش بشود. یک صفت از صفات الهی، این است که او قادر مختار است. قادر مختار است. قدرت دارد بر همه چیز. اختیار دارد بر همه چیز. بنده اگر زحمت بکشد قادر مختار می شود. همین من و شماها. قادر مختار می شویم. هرکاری بخواهیم می توانیم. اختیاردار [می شویم].
  • گناه مشمول گذر زمان نمی شود. اگر آن را حل کرده بودی و جبران کرده بودی، جبران شده. حل شده. پاک شده. دیگر هیچ چیز نیست. ببینید دیگر هیچ چیز نیست. دیگر هیچ مشکلی ایجاد نمی کند. اما اگر من جبران نکرده ام، توبه نکرده ام، توبه هرچیزی مطابق خودش است، اگر توبه نکرده، این می ماند.
  • اعتقادات من باید یقینی باشد.حالا مثال عرض می کنم. اعتقاد یقینی این است که اگر من یک مقاله خواندم، یکهو بی اعتقاد نمی شوم. چون قطعی بوده. اعتقاد در دل من قرص و محکم شده بوده. یک حادثه پیش آمد. یک مدتی سختی. یک وقت هایی یک نامه هایی برای من می فرستند. مثلا می گوید از بس که به من سخت گذشته یواش یواش دارد به دینم هم لطمه می خورد. این مشکل است. من باید اعتقاد یقینی داشته باشم.
    ثبت‌نام خبرنامه